دوره 30 ساله امامت امير المومنين(عليه السلام) را از لحاظ نحوه برخورد حضرت با جريان فتنه به سه بخش ميتوان تقسيم كرد.
زماني كه رسول خدا(صلي الله علي و آله) از اين دار فاني رخت بربست و در شوراي سقيفه بر خلاف نص صريح پيامبر(صلي الله عليه و آله ) مبني بر جانشيني بلا فصل امير المومنين(عليه السلام) ، حق خلافت از حضرت غصب شد ، علي (عليه السلام) در برخورد با عظيم ترين فتنه تاريخ سه مرحله را در پيش گرفتند.
مرحله اول:
زماني كه ديدند جامعه فريب جريان فتنه را خورده است و هر گونه حركت قهر آميزي در مقابل آن باعث جنگ داخلي و در نتيجه نابودي اصل اسلام ميشود ، صلاح را در اين ديدند كه براي حفظ اتحاد امت اسلامي سكوت كنند و خانه نشيني را پيشه خود نمايند . سختي اين دوره به حدي بود كه بعد ها اميرا لمومنين(عليه السلام) از آن اينگونه ياد ميكنند :صبر كردم در حالي كه استخوان در گلو و خار در چشمم بود.
اما سكوت و خانه نشيني در اين دوره به اين معنا نبود كه حضرت دست بر روي دست گذاشته وهيچ تلاشي براي احياي شريعت و نشر معارف وجلو گيري از ظلم نكنند .عمده فعاليت هاي حضرت را در اين دوره ميتوان در دو قسمت خلاصه نمود:
قسمت اول فعاليت حضرت جهت جلوگيري از ظلم و حفظ نگاه مثبت به اسلام بوده. دخالت در قضاوتها و تصميم گيري هاي خلفا و ارشاد آنان را از جمله اين فعاليت ها ميتوان شمرد. به عنوان مثال زماني كه خليفه دوم در مقابل ادعاي برادراني كه خواهر خود را متهم به زنا مي كردند حكم به اجراي حد در مورد خواهر آنان داد اين امير المومنين(عليه السلام) بود كه براي جلوگيري از ظلم و همچنين بد بين نشدن افراد به دين وارد اين قضاوت ميشود و با بيان اينكه اين زن در آب آلوده غسل كرده است و جانوري در رحم او قرار گرفته و رشد كرده جلوي ظلم را ميگيرند . اين گونه حركات حضرت آن قدر زياد بود كه خليفه دوم بارها نجات خود را به دست اميرالمومنين(عليه السلام) ديده بود و در تاريخ بيش از 70 مرتبه نقل شده است كه او اعتراف نموده كه اگر علي نبود عمر هلاك ميگرديد .
قسمت دوم فعاليت امير المومنين (عليه السلام)در دوران سكوت پرورش نسلي بود كه مقام معظم رهبري(حفظه الله) از آن به رويش هاي زمان امير المومنين(عليه السلام) ياد نموده اند، پرورش انسان هايي چون مالك اشتر و محمد بن ابي بكر و كميل و ...
در اين دوران حضرت كه ميديدند زمينه براي فعاليت عمده و همه گاني فراهم نيست دست به كار شده و نسلي را پرورش دادند كه بعد ها به عنوان تابعين در تاريخ شناخته شدند نسلي كه حلقه واسطه بين نسل هاي آينده با امير المومنين(عليه السلام) و معارف ولايي گرديدند. بيابان ها مدينه شاهد ساعت ها گفتگوي راز گونه اميرالمونين(عليه السلام) با اصحاب و يا ران خود بوده است و اين جلسات حاصلش اهل معرفتي شد كه نه تنها يار علي(عليه السلام) بودند كه شاه رگ خو د را در راه آرمانش گذاشتند .
مرحله دوم:
مرحله دوم حركت امير المومنين(عليه السلام) دوره روشن گري و بيدار نمودن جامعه از خواب 25 ساله بود در اين دوره كه اقبال به سمت امام بر حق بيشتر شده و خلافت در دست حضرت افتاده بود ايشان با ايراد خطبه هايي چون شقشقيه سعي در روشن نمودن افكار آحاد جامعه داشتند. برسي معارف توحيدي در كنار القائ معارف ولايي وتبيين جريان هاي سياسي باعث شد تا گروهي ولو اندك بتوانند صورت عمومي در جامعه از حريم ولايت دفاع كنند .
اين دوره، دوره اي بود كه امير المونين(عليه السلام) با استفاده از تمام ابزارهاي مشروع سعي در ايجاد حركتي مردمي داشتند كه امتداد آن به بقاء جريان ولايت مي انجاميد نصيحت هاي پدانه و يا نهيب هاي آمرانه، ابزار روانشناسانه اي بودكه در بسياري از خطبه به چشم مي خورد گاه بر روي تعصب هاي عربي دست ميگذارد و گاه بر غيرت مردان فشار وارد ميكند گاه آنان را مرد نمايان نامردي ميخواند و گاه از آنان به اطفال كوچك مزاج ياد ميكند . نهج البلاغه پر است از فريادهاي مظلومانه مردي كه يك نگاهش توان زيرورو كردن عالم را داشت اما چه كند كه در دل سنگ شده اي كه سالها تحت حكومت واليان غير معصوم بوده اند ديگر به سختي ميتوان تاثير گذاشت .
مرحله سوم :
در اين دوره حضرت دست بر قبضه ذوالفقار برد و آنان كه به هيچ صراطي مستقيم نبودند از دم تيغ گذراند. جنگ هاي دوران 5 ساله حكومت امير المومنين(عليه السلام) را مي توان در اين دوره ديد. جنگ هايي چون جمل ، نهروان و صفيين از همين قبيل بود .
از خصوصيات اين دوره اين بود كه حضرت تمام مصلحت انديشي ها ر اكنار گذاشته و تمام مناسبات را در هم كوبيند و فقط يك مصلحت كه بقاي اصل اسلام بود پذيرفتند. مصلحت هايي چون مناسبات قومي كه در جمل كنار گذاشته شده و رسما در مقابل كساني كه روزي در خانه پيغمبر(صلي الله عليه و آله) بودند و امروز بر خلاف آرمان اسلام شمشير كشيده بودند دست برقبضه شد تا آنجا كه بر آنان فائق آمد و آتش و فتنه جمل را خاموش نمود .و يا در مقابل عنوان هاي كاذبي چون يار پيامبر(صلي الله عليه و آله) وصحابي ديرين رسول خدا سر فرود نياورده و بسيار ي از آنان كه امروز در جبهه ياغيان بودند از دم شمشيري گذراند كه هر كس ر ابا آن شمشير زده بود راهي جز دوزخ براي آن باقي نمي ماند .
باسير در تاريخ نكاتي را ميتوان يافت كه آئنه وار راه را براي امروز ما مشخص ميكند و همين سير را ميتوان در رهبري حكيمانه مقام معظم رهبري(حفظه الله تعالي ) ديد مخالفان آگاه باشند كه دو دوره طي شده است و به صريح سخنان مقام معظم رهبري(حفظه الله تعالي) در 14 خرداد امسال ديگر زمان زمان حركت سوم است و آنان كه با ولي حق نباشند قطعا با ولي باطلند.
:: موضوعات مرتبط:
سیاسی ,
اجتماعی ,
,
:: بازدید از این مطلب : 265
|
امتیاز مطلب : 15
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5